33 هفته و 3 روز
الهی مامان فداتون شه ....
امشب کلی با باباجون به خاطر تکونهای شما خندیدیم 
انگار فوتبال بازی میکنید , یهو قلمبه میشدید یه گوشه ی شکمم اونورش خالی میشد دوباره میپریدید اونطرف ... بابایی کلی قربون صدقتون رفت
پسر جونا ٢ .٣ روزیه حال دلم خوب نیست انگار ماشاالله بزرگ شدید و جاتون تنگ شده منم دیگه یه وقتهایی واقعا اذیت میشم ... نه خوابیدنی راحتم نه نشستنی ... ایستادنی هم که دل درد میگیرم
امشبم مامان عطی واسمون شام پخت و فرستاد .. دیگه سختمه کار کردن
یکشنبه هفته بعد که رفتم پیش دکتر میخوام بگم اگه بشه همون هفته ٣٦ بیاریمتون بیروووووووون !!! 
خدا کنه رشدتون خوب باشه و بشه اینکارو کرد . واسه خودتونم نگرانم
تا خدا چی بخواد ....
١٣روز دیگه سالگرد ازدواج منو بابا وحیده 
یادش بخیر چقدر خوب بود , تو دومین سالگرد ازدواجمون شما تو شکم مامانید ... خدارو شکرررررررررر
دوستون دارم


33 هفته و 3 روز
